حسن حسن زاده آملى
23
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
ثمر ميوه حب دانه و تبن كاه طريق و سبيل و صراط است راه صبى كودك و شيخ خواجه « 1 » نفس دم « 2 » * ولى جندو جيش است و عسكر « 3 » سپاه عرض خواسته « 4 » طارف « 5 » و تالدش نوش باكهن دان و فاسد تباه غد و امس هستند فردا و دى « 6 » * چه ابيض سفيد است و اسود سياه ذنوب است و غرب است و سجل است « 7 » دلو * ركى جب و بئر و قليب « 8 » است چاه حجى حجر و لب عقل و نهية « 9 » خرد * خطأ جرم و ذنب است و عصيان گناه حطب هيزم است و ضرام و حصب « 10 » * فرو زينه عشب و كلا دان گياه مناص و مفر جاى بگريختن * معاذ و ملاذ است و ملجأ پناه « 11 »
--> ( 1 ) پير ( 2 ) بادى كه از دهان و بينى بدرون رود و درآيد ( 3 ) معرب لشگر فارسى است ( 4 ) زر و مال دنيا ( 5 ) يعنى آنچه از مال و متاع دنيوى كه تازگى فراهم شده باشد و طارف گويند و آنچه كه از قديم براى كسى وجود داشته تالد نامند . نو كه در مقابل كهنه است بفتح نون و ضم آن صحيح است ش درتالدش و نوش ضمير است اشاره بخواسته مىشود ( 6 ) يعنى ديروز ( 7 ) هر چهار بمعنى دلو است و آن ظرفى است مشهور كه بوسيله آن از چاه آب كشند و دلو نيز عربيست چون مشهور بود بان ترجمه شده ( 8 ) هر چهار بمعنى چاه آب است و بين اولى و دومى اسقاط عاطفه شد و ركى جمع ركيه است براى درست شدن شعر بمفرد ترجمه شد ( 9 ) هر پنج بمعنى خرد و در مصرع دوم هر چهار بمعنى گناه است و اسقاط واو عاطفه در بعضى براى ضرورت است و خطأ و خطاء نيز صحيح است ( 10 ) حضب و حضب نيز به همين معنى است فروزينه فارسى است يعنى خار و خاشاك و خرده هيزم كه بدان آتش افروزند ( 11 ) پناه گاه